تبليغاتX
ديگر تنها نيستم(حرفهاي تنهايي سابق)
ديگر تنها نيستم(حرفهاي تنهايي سابق)
براي دل خودم
پله پله
تو: داري چيكار ميكني؟ من: دارم درس ميخونم.... تو: ميدوني هر يك واحد يك واحدي كه پاس كني به هم نزديكتر ميشيم... من: پس بايد دعا كني....
2 نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 12:20  توسط بهروز  | 

دلتنگي
چقدر دلتنگي؟ معني دلتنگي رو حالا مي فهمم ..ولي دلتنگي خوشمزه اي داريم... هستي با اينكه نيستي...هستي و هستي و هستي.... هميشه و همه جا... ------------------------------------- جمشيديه ..هواي سرد..دارم ميلرزم...خوش به حالت لباس گرم پوشيدي...ولي يه جاي دنيا خيلي گرمه...
2 نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 21:4  توسط بهروز  | 

آغاز

آغاز یعنی شروع..یعنی شروع زندگی...شروع با تو بودن..شروع با هم بودن و آغاز شد...با تو هستم..با تو میمانم...با تو ...با تو که مرا در این زندگی پر و پیچ خم و مسیر دشوار برگزیدی تا با هم باشیم و با هم بمانبم....برای تو..

2 نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 8:2  توسط بهروز  |